کاخ سفید در طوفان آنارشیسم

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ نشریه فارین پالیسی در یکی از تازه ترین تحلیلهای خود به فقدان درک راهبردی در حوزه سیاست خارجی آمریکا پرداخته است. طبق این گزارش، در حال حاضر اولویت نخست دولت آمریکا به جای منافع ملی، حفظ وجهه دونالد ترامپ است.
آنارشیسم حاکم بر حوزه سیاست خارجی آمریکا در دوران ریاست جمهوری ترامپ بیش از هر دوران دیگری نمود یافته است
تصمیمات سیاست خارجی درباره ایران، به جای آنکه در اتاقهای فکر پنتاگون یا وزارت امور خارجه و بر اساس منافع ملی بلندمدت اتخاذ شوند، در دفتر شخصی رئیسجمهور و با هدف بهبود تصویر رسانهای اش طراحی میشوند.
طبق گزارش فارین پالیسی، درگیریهای فعلی در تنگه هرمز و بنبست در مذاکرات اسلامآباد، محصول مستقیم نادیده گرفتنِ هشدارهای کارشناسانی است که پیشبینی میکردند رفتار غیرحرفهای با یک قدرت منطقهای مانند ایران، به یک درگیری فرسایشی و افزایش قیمت انرژی منجر خواهد شد.
واقعیت اینکه نسبت "راهبرد"، "تاکتیک" و "رفتار" در حوزه سیاست خارجی آمریکا بیش از هر زمان دیگری مخدوش شده است. در این خصوص دو نکته اساسی وجود دارد که لازم است مورد توجه قرار گیرد:
نخست، اینکه آنارشیسم حاکم بر حوزه سیاست خارجی آمریکا در دوران ریاست جمهوری ترامپ بیش از هر دوران دیگری نمود یافته است. نومحافظه کاران دولت جرج واکر بوش که اشغال عراق و افغانستان در دوران آنها رقم خورده است، ترامپ را متهم به خطرپذیری خطرناک و عملگرایی پرهزینه در عرصه سیاست خارجی آمریکا می کنند.
رئیس جمهور آمریکا پس از رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری سال 2024 مدعی شد دکترین مونرو را در حوزه سیاست خارجی کشورش پیاده سازی خواهد کرد و از این طریق به مداخله گرایی های پرهزینه آمریکا در خارج از مرزهای این کشور پایان خواهد داد. اما اکنون شاهد ورود ترامپ به جنگی پرهزینه هستیم که نتیجه آن چیزی جز شکست و تباهی برای کاخ سفید و پنتاگون نبوده است.
هزینه ها و تبعات سیاستهای جاری در کاخ سفید، صرفاً محدود به دوران ریاست جمهوری ترامپ نخواهد بود
نکته بعدی معطوف به آینده پژوهی روند کنونی در کاخ سفید است. حتی اگر جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای کنگره امسال رقابت را به دموکراتها واگذار کنند، ترامپ در بین سالهای 2026 تا 2028 میلادی بر اساس قدرتی که قانون اساسی آمریکا به وی داده، سیاستهای نامتوازن، غیرقابل پیش بینی و پرهزینه خود را در کاخ سفید ادامه خواهد داد.
بنابراین دو سال آتی شاهد کشمکش کنگره و کاخ سفید بر سر پرونده های گوناگون در حوزه سیاست خارجی آمریکا خواهیم بود. محصول این مناقشه، تضعیف خطوط راهبردی و ثوابت راهبردی آمریکا در عرصه روابط بین الملل و در مقابل، خلق مناسبات جدید در جهان علیه واشنگتن خواهد بود.
به عبارتی گویاتر، هزینه ها و تبعات سیاستهای جاری در کاخ سفید، صرفاً محدود به دوران ریاست جمهوری ترامپ نخواهد بود و دولتهای دموکرات و جمهوریخواه بعدی در واشنگتن نیز باید با آن دست و پنجه نرم کنند.
هشدارهایی که از سوی افرادی مانند فرانسیس فوکویاما، نظریه پرداز مشهور آمریکایی در خصوص فقدان راهبرد مشخص در حوزه سیاست خارجی آمریکا مخابره می شود، ناظر بر مخاطرات روند کنونی برای زمان حال و آینده این کشور است.
آنارشیسم موجود در کاخ سفید نه تنها واشنگتن را به بازیگری بازنده در عرصه سیاست خارجی تبدیل می کند، بلکه مولد شکافهای اجتماعی و داخلی مزمنی در داخل این کشور خواهد بود.